سفر به کرمان
عروسک مامان:
اوایل اسفند ماه برای عروسی خاله بیتا به کرمان دعوت شدیم.اینم یه عکس خوشگل از نفس مامان توی مراسم عروسی ...
خیلییییییییییی پسرخوبی بودی و همش میخندیدی.اصلا اذیت نکردی.توی خونه ی خاله بیتا
هم با کنجکاوی به وسایلا نگاه میکردی.بهمون خیلی خوش گذشت.بچه های عمو رضا (برادر دوست
بابایی ) علی و اشکان حسابی بزرگ شده بودن.دوستای قدیممون رو دیدیم و اونام حسابی از دیدن
شما خوشحال شدن و کلی قربون صدقت رفتن.
توی راه برگشت هم هوس انار و پسته کردی!!!
توی راه کاشان برات خریدیم و من توی ماشین برات انار دونه کردم مامانی ... اونقدر خوشحال بودی انگار
یکساااااااااااااااله انار نخورده بودی .
الهی که همیشه لبات بخنده عروسک من :):):)

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر به کرمان
