زندگی یعنی این ...
زمان:روز عید فطر
مکان:قم -منزل امیر مهدی زاده قهرمان کاراته جهان

امیر مهدی زاده از یه برنامه تلویزیونی شاهد این میشه که خیرین به شکرانه یک ماه روزه داری
دارن به ایتام کمک می کنن.به ذهنش میرسه که ای کاش اون هم می تونست سهمی توی این کار داشته باشه.
هرچی فکر می کنه می بینه چیزی ارزشمند تر از مدال طلای مسابقات جهانی
(که حاصل 12 سال تلاش شبانه روزیش بوده)نداره.بدون اینکه به کسی بگه مدالشو برمیداره میره سازمان صدا و سیما.
توی اون برنامه مدال طلای امیر مهدی زاده رو 70میلیون می خرن و مدالش رو هم بهش برمیگردونن.
اونم پرچمی مزین به نام حضرت ابوالفضل رو که از کربلا براش هدیه اورده بودن به آقای صابونچی
(خیری که مدالش رو خریده و برگردونده بود) هدیه می کنه.
از قرار ایشون یه پسری داشتن که سالها سرطان داشته.
اون پرچم اونشب کار خودش رو می کنه و تیم پزشکی بهبود کامل پسر ایشون رو تایید میکنه....
بله فرزندم ....
راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و
دیگر هیییییییچ،
یا اینکه طور دیگری هم توی این دنیا میشود زندگی کرد...؟؟؟!!!


زندگی یعنی این ...
