یه روز خوب و آفتابی همراه بابا مصطفی کنار سد امیر کبیر
این صندلی رو خاله سارا برای شما خریده بود/شهریور90
همراه دایی حبیب در مزرعه ی خانم دکتر حکمت
امیر طاها در یک سالگی
سلام اول
سلام من مامان امیر طاهای 2ساله ی دوست داشتنی وباهوش و مهربونم. .خیلی خیلی خیلی دوستش دارم.تمام تلاشمو میکنم تا به پسرم یاد بدم یه آینده ی زیبا و متفاوت برای خودش بسازه.میدونم کار بزرگیه ولی با امید به خدا و کمک هاش و حمایت های همسر نازنینم می خوام یادش بدم انسان باشه و البته یه انسان بزرگ و تاثیر گذار و موفق .به امید روزی که همه ی بچه ها بتونن کنار مامان باباشون به بهترین ها دست پیدا کنن. منتظر نظرات و همفکری های شما هستم.از خدای مهربون میخوام مثل همیشه حامی و پشتیبان ما باشه. ...






